تبلیغات
مروری بر سی دی امام مهدی عج - حجاز
سلام بر امام مهدی عج

حجاز

نویسنده :
تاریخ:22 بهمن 96-15:39

حجاز هنگام ظهور وقبل از آن

" إذا وقعت النار فی حجازكم ، وجرى الماء بنجفكم فتوقعوا ظهور قائمكم "
* حدیث شماره : 580 *
* از كتاب عجائب البلدان به طریق ارسال از امام صادق ( ع ) نقل شده كه على علیهما السلام فرمود : زمانى كه آتشى در حجاز نمایان شود و آب در نجف سرازیر گردد ، آنوقت است كه باید آمادهء ظهور قائمتان باشید .
580 - المصادر :
* : عجائب البلدان : على ما فی الصراط المستقیم .
* : الصراط المستقیم : ج 2 ص 258 ب 11 ف 11

 

* حدیث شماره : 40 *
* از یكى از پسران سعد بن ابى وقاص نقل شده كه گفت : از پدرم شنیدم ، گفت : از رسول خدا ( ص ) شنیدم مىفرمود : اسلام غریبانه شروع شد و به همان حالت اولى بر خواهد گشت ، پس خوشا بحال غریبها ، زمانیكه مردم فاسد شوند سوگند به آن كه جان ابو القاسم ( حضرت محمد صلى الله علیه وآله ) در دست اوست ایمان میان این دو مسجد ( مكه ومدینه ) گرد خواهد آمد همانگونه كه مار در آشیانهء خود جمع می شود .
* حدیث شماره : 952 *
* این روایت را أبان بن تغلب مرفوعا از امام صادق علیه السلام نقل كرده كه فرمود : زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن برهه اى وجود دارد كه علم مانند مارى كه به لانه خود پناه مىبرد . به گوشه اى پناه برده و در آن هنگام است كه ستاره اى بر مردم طلوع خواهد كرد ، عرض كردم : سبطه چیست ؟ فرمود : برهه اى از زمان . عرض كردم : در آن موقع چه باید بكنیم ؟ فرمود : بر آن چه كه هستید باقى مانده تا خداوند ستارهء شما را ظاهر سازد .
952 - المصادر :
* : النعمانی : ص 159 ب 10 ح 6

 

* حدیث شماره : 998 *
* علی بن حسن ، از أبان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود : چگونه خواهى بود زمانى كه میان دو مسجد ( مكه ومدینه ) جنگ رخ بدهد . و آنگونه كه مار به آشیانهء خود پناه مى برد علم و دانش به گوشه اى خزیده ونهان خواهد شد وشیعیان با یكدیگر اختلاف پیدا كرده و بعضى ، برخى دیگر را دروغگو خطاب كرده وبرخى ، بصورت بعضى دیگر آب دهان خواهند انداخت ، عرض كردم : فدایت شوم ، آیا آنزمان از خیر خبرى نخواهد بود ؟ سه بار فرمود ، بلكه خیر كامل آن زمان خواهد بود ( زیرا حضرت مهدى علیه السلام قیام خواهد فرمود ) .
998 - المصادر :
* : الكافی : ج 1 ص 340 ح 17

 

* حدیث شماره : 811 *
* حسن بن محبوب ، از ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه گفت : به امام صادق عرض كردم : امام باقر علیه السلام مى فرمود : خروج سفیانى واختلاف فرزندان عباس ( بنى عباس ) وكشته شدن نفس زكیه ، وقیام حضرت مهدى علیه السلام از وقایع حتمى در جهان ، مى باشد . عرضكردم : نداء آسمانى چگونه مى باشد ؟ فرمود : منادى در اول روز از آسمان ندا مىدهد كه : حق با على وشیعیان او مى باشد سپس شیطان لعنه الله در اخر روز فریاد مى زند كه : حق با سفیانى وپیروان او مى باشد ، آنوقت استكه افراد باطل در شك خواهند افتاد
811 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما فی الارشاد ، وغیبة الطوسی .
* : كمال الدین : ج 2 ص 652 ب 57 ح 14

 

-        827 - " لیس بین قیام قائم آل محمد وبین قتل النفس الزكیة إلا خمسة عشر ( كذا ) لیلة "
* حدیث شماره : 827 *
* شعیب بن حذاء ، از صالح خادم بنى عذراء ، از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه فرمود : بین قیام حضرت قائم آل محمد ( صلوات الله علیهم ) وبین كشته شدن نفس زكیه ، بیش از پانزده شب فاصله نخواهد شد .
827 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : - على ما فی غیبة الطوسی .
* : كمال الدین : ج 2 ص 649 ب 57 ح

 

* حدیث شماره : 831 *
* این روایت را ابوبصیر مرفوعا از امام باقر علیه السلام نقل كرده كه فرمود : حضرت قائم علیه السلام به اصحابش مى فرماید : اى قوم : اهل مكه ما را نمى خواهند ، ولى خداوند مرا فرستاده تا با آنها بحث ومناظره نمایم آنگونه كه سزاوار مى باشد . آنگاه یكى از اصحابش را فرا خوانده وبه او می گوید : به مكه برو وبه آنها بگو : اى اهل مكه من فرستاده فلانى هستم ، كه براى شما پیغام داد : ما اهل بیت رحمت ومعدن رسالت وخلافت بوده وذریه محمد ( صلى الله علیه وآله ) وسلاله پیامبران مى باشیم بما ظلم شده وحق ما را خورده و ما را مقهور كرده و به زور حقوق ما را از زمان رحلت پیامبرمان تا به امروز سلب كرده اند . ما از شما ( اهل مكه ) یارى مى خواهیم ، ما را یارى نمائید . هنگامیكه آن جوان ( فرستاده حضرت ) این خبر را براى اهل مكه مى برد او را در بین ركن ومقام گردن می زنند . واو همان نفس زكیه ، مى باشد . زمانیكه این خبر به امام ( علیه السلام ) مى رسد به اصحابش مى فرماید : به شما نگفتم كه اهل مكه ما را نمی خواهند . پس او را دعوت نمى كنند تا آنكه حضرت خروج كرده ودر عقبه طوى ، در میان سیصدوسیزده نفر به عدد أهل بدر . فرود مى آید وبه مسجد الحرام می رود . چهار ركعت نماز در مقام ابراهیم خوانده سپس به حجر الاسود تكیه می دهد ، آنگاه خدا را حمد وثنا كرده وپیامبر را یاد نموده وبر او صلوات مى فرستد وچنان سخن خواهد گفت كه هیچ كس تا آنموقع چنان سخن نگفته است . اولین كسانى كه با او بیعت می كنند میكائیل وجبرئیل مى باشند وهمراه ایندو رسول الله وامیر المؤمنین ( صلوات الله علیهما ) قیام كرده ونامه اى به آنحضرت مى دهند كه شدیدا بر علیه عرب مى باشد وهنوز مهر آن خیس مى باشد . به آنحضرت مى فرمایند : به آنچه كه در نامه است عمل نما . وآن سیصدنفر وعده كمى از اهل مكه با آنحضرت بیعت مى نمایند . سپس از مكه خارج شده تا آنكه وارد چیزى مانند حلقه مى شود ، راوى مى گوید : عرضكردم : حلقه چیست : فرمود : ده هزار مرد : جبرئیل از سمت راست ومیكائیل از چپ ، آنگاه پرچم آشكار وبارزى را به اهتزاز در آورده وباز مى نماید كه آن پرچم رسول الله صلى الله علیه وآله است كه نامش ، سحابه ، می باشد ونیز زره رسول الله صلى الله علیه وآله كه نامش . سابغه بوده وشمشیر رسول الله صلى الله علیه وآله كه نامش ذى الفقار مى باشد ، همراه آنحضرت خواهد بود .

-        831 - المصادر :
* : السید علی بن عبد الحمید : على ما فی البحار .
* : البحار : ج 52 ص 397 ب 26 ح 81

 

* حدیث شماره : 1003 *
* یعقوب بن یزید ، از زیاد قندى ، از گروهى از یارانش از امام صادق علیه السلام روایت كرده كه از آن حضرت سئوال شد ، آیا خروج سفیانى از وقایع حتمیه است ؟ حضرت فرمود : آرى وكشته شدن نفس زكیه وقیام حضرت قائم ( علیه السلام ) از وقایع حتمیه بوده وفرو رفتن ( سپاه سفیانى ) در سرزمین بیداء وظاهر شدن دستى از آسمان ، ونداء از آسمان هم از حتمیات است . عرض كردم : منظور از ندا چیست ؟ فرمود : منادى از آسمان باسم حضرت قائم وپدرش ( علیهما السلام ) ندا خواهد داد .
1003 - المصادر :
* : النعمانی : ص 257 ب 14 ح 15

1004 - " من المحتوم الذی لابد أن یكون من قبل قیام القائم خروج السفیانی ، وخسف بالبیداء ، وقتل النفس الزكیة ، والمنادی من السماء "
* حدیث شماره : 1004 *
* ابی خالد قماط ، از حمران بن أعین ، از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه فرمود : از رخدادهاى قطعى كه پیش از قیام حضرت قائم ( علیه السلام ) اتفاق خواهد افتاد خروج سفیانى وفرو رفتن ( سپاه وى ) در زمین بیداء ، وكشته شدن نفس زكیه ، ونداء منادى از آسمان ، مى باشند
1004 - المصادر :
* : النعمانی : ص 264 ب 14 ح 26 - أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید بإسناده عن هارون بن مسلم ، عن أبی خالد القماط ، عن حمران بن أعین ، عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال : -
* : البحار : ج 52 ص 294 ب 26 ح 44 - عن النعمانی .
* : منتخب الأثر : ص 455 ف 6 ب 6 - عن النعمانی .

 

* حدیث شماره : 997 *
* حسن بن محبوب ، از ابراهیم ( بن زیاد ) خارقى ، از ابو بصیر ، از امام صادق به نقل از امام باقر علیهما السلام آورده كه فرمود : آرى ، آن ( ظهور قائم علیه السلام ) نخواهد شد تا آنكه میان ، بنى فلان ، اختلاف افتاده ، وبه روى یكدیگر شمشیر بكشند ، حلقه تنگ شود وسفیانى خروج نماید وبلاء شدت یابد ، ومرگ وكشت وكشتار مردم را فرا بگیرد كه مجبور شوند به حرم خداوند وحرم رسول الله صلى الله علیه وآله ( به مكه ومدینه ) پناه ببرند .

 

* حدیث شماره : 1000 *
* عمار بن مروان ، از ابوبصیر ، از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود : هر كس مرگ ، عبد الله ، ( ظاهرا پادشاهى در حجاز وعربستان خواهد بود ) را به من خبر دهد وضمانت نماید ، من هم ضمانت مى كنم براى او حضرت قائم علیه السلام را ، سپس فرمود : پس از مرگ ، عبد الله ، آن زمان دیگر مردم به گرد كسى جمع نمىشوند تا آنكه صاحب شما بیاید انشاء الله ، آنوقت دیگر مدت پادشاهى یك سال یا چند سال نبوده ، بلكه چند ماه یا چند روز مى شود ، راوى مى گوید عرضكردم : آیا آن ایام طولانى خواهد بود ؟ فرمود : خیر .
1000 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما فی غیبة الطوسی .
* : غیبة الطوسی : ص 271

*حدیث شماره : 1452 *
* جابر جعفى از امام باقر ( ع ) روایت كرده است كه فرمود : اى جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپاى خودرا حركت نده تا علامات ونشانه هایى را براى تو بیان كنم كه سالى آنها را خواهى دید ، مى بینى كه ندا دهنده اى در دمشق ندا مى كند ودر یكى از شهرهاى آن [ روستاهاى آن ] فرورفتگى زمین ایجاد مى شود [ زمین فرو مى رود ] . . . كه تركها از آنجا گذشته تا به جزیره رسیدند ورومیان در رمله فرود آمدند ، آن سالى است كه در تمام سرزمینهاى اعراب اختلاف بوجود مى آید ، وشامیان برسرسه درفش ، اصهب ، وابقع وسفیانى با بنى ذنب الحمار مضر [ حاكمان بد آنروز ] به اختلاف مى پردازند ، والى هاى سفیانى از قبیلهء كلب با او هستند ، سفیانى وهمراهانش بر بنى ذنب الحمار پیروز مى شوند ، به گونه اى كه كشتار مى شوند كه هرگز براى چیزى چنین كشتارى نشده است ، ومردى در دمشق حضورمى یابد واووهمراهانش به نحوى كشته مى شوند ، كه هیچكس كشته نشده است ، واین آیهء شریفه اى است كه مى فرماید : " احزاب ودسته ها میان خود به اختلاف پرداختند ، واى بركسانى كه كفر ورزیدند ، از مشاهدهء روزى بزرگ " سفیانى وهواداران او پیروز مىگردند ، تا آنجا كه هیچ اهتمامى ندارند جز آل محمد صلى الله علیه وآله وپیروان آنها ، سپاهى را به كوفه اعزام مى كند وپیروان آل محمد ( ص ) را در كوفه كشتار نموده وبه دار مىآویزند ، وآنگاه ، درفشى از خراسان رو مىآورد تا اینكه در ساحل دجله فرود مىآید . مردى ضعیف از غیر عرب همراه با یارانش خروج مى كند ودر پشت كوفه ( نجف ) كشته مى شود ، سفیانى گروهى رابه مدینه اعزام مى كند ودرآنجا مردى را تقبل مىرساند ومهدى ومنصور از آن شهر مى گریزند ، كوچك وبزرگ آل محمد دستگیر مى شوند وبى آنكه یك تن از آنها رها شود همگى به زندان افكنده مى شوند ، سپاه به تعقیب این دو مرد مى پردازد ومهدى به سان روش موسى ( ع ) بینمناك از آن شهر ( مدینه ) خارج گشته تا اینكه وارد مكه مى شود ، سپاه او آورده تا آنكه در بیداء فرود میآیند وآن سپاه هملات ( هلال ) است كه در زمین فرومى روند وجز كس كه خبر فرو رفتن آنها را ببرد ، هیچكس زنده نمى ماند ، وقائم ( ع ) بین ركن ومقام میایستد ونماز مى گزارد ، و به اتفاق وزیرش راه مى افتد و مى گوید : اى مردم ، بر ضد كسانى كه به ما ستم روا داشته وحق ما را غصب كردند ، از خدا كمك مى طلبیم . هركس دربارهء خدا [ نسبت با خدا ] با ما محاجه نماید ، من به خدا سزاوارترم . هركس در باره آدم ( ع ) [ نسبت با آدم ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترین مردم به آدم ( ع ) هستم هر كس در بارهء نوح ( ع ) [ نسبت با نوح ] با ما محاجه نماید ، من سزاوارترین شخص به نوح ( ع ) هستم هر كس در باره ابراهیم ( ع ) [ نسبت با او ] با ما محاجه كند ، من سزاوارترین فرد به ابراهیم ( ع ) هستم . هركس دربارهء محمد ( ص ) [ نسبت با او ] با ما محاجه نماید ، من سزاوارترین شخص به محمد صلى الله علیه وآله هستم هركس درباره نسبت با پیامبران با ما محاجه كند ، ما سزاوارترین مردم نسبت به پیامبران هستیم .
هر كس در بارهء كتاب خدا با ما به محاجه بپردازد ، ما سزاوارترین مردم به كتاب خدا ( قرآن ) هستیم . ما وهمه مسلمانان امروز گواهى مى دهیم كه ما مورد ظلم وستم قرار گرفته وآواره شدیم ، برضد ما شوریدند ، واز شهر ودیار واموال واهل خود بازمانده ومغلوب شدیم ، بخدا سوگند ، سیصد وسیزده مرد خواهند آمدكه پنجاه زن میان آنهاست ، بدون وعدة قبلى همه به سان ابرهاى پاییزى پى درپى آمده ودر مكه گردى آیند واین آیهء شریفه اى است خداوند میفرماید " هر كجا باشید ، خداوند همگى شما را گردمىآورد ، براستى كه خدا بر هر كارى تواناست " مردى از آل محمد صلى الله علیه وآله مىگوید : " وهی القریة الظالمة اهلها " وپس آنحضرت به اتفاق سیصد وسیزده نفر خروج نموده وآنان میان ركن ومقام با آن حضرت بیعت مى كنند ، عهدنامهء رسول اكرم ( ص ) وپرچم وسلاح او در دست آن حضرت ووزیرش نیز با اوست ، منادى در مكه نام او وظهورش را از آسمان ندا مى كند ، بگونه اى كه همهء زمینیان آن صدا را مى شنوند ، نام او نام پیامبر است ، اگر باور برخى چیزها برایتان مشكل باشد ، عهدنامهء پیامبر ( ص ) وپرچم وسلاح آن حضرت ونفس زكیه از فرزندان حسین برشما مشكل نخواهد بود ، اگر باور این معناهم برایتان دشوار باشد ، صداى آسمانى به نام وظهور وقیام او ، برایتان دشوار نیست . از منحرفین آل محمد ( ص ) بپرهیز ، زیرا آل محمد وعلى درفشى ، ودیگران نیز درفش هائى دارند ، بر پا واستوار بمان واز هیچیك آنان هرگز پیروى نكن ، تا آنكه مردى را از فرزندان حسین ( ع ) ملاحظه كنى ، او عهد نامهء رسول خدا ( ص ) ودرفش وسلاح او را با خود دارد ، زیرا عهد نامهء پیامبر ( ص ) نزد على بن حسین وسپس نزد محمد بن علی ( باقى است وخداوند هرچه خواهد انجام مى دهد ، با اینان همیشه ملازمه باش ، واز كسانى كه برایت گفتم بیرهیز ، اگر مردى از آنان بهمراه سیصد وسیزده تن خروج كرد ودرفش رسول خدا ( ص ) را با خود داشت " . . . رهسپار مدینه شده تا آنكه از بیداء عبور مى كند ، ومى گوید : این جا مكان گروهى است كه بزمین فرو رفته اند واین معناى آیهء شریفه است كه :
" أفأمن الذین مكروا السیئات ان یخسف الله بهم الأرض أو یأتیهم العذاب من حیث لا یشعرون أو یأخذهم فی تقلبهم فما هم بمعجزین " وآنگاه كه وارد مدینه شد ، محمد شجرى را طبق سنت وشیوهء یوسف ( ع ) بیرون مىراند ، وسپس به كوفه مىآید ودر آنجا تا خدا بخواهد درنگ مى كند تا برآنها غالب مىآید ، وسپس حركت نموده تا با همراهانش وارد عذراء مى شود ، وتعدد بسیارى از مردم به او مى پیوندند ، وسفیانى در آنروز در وادى رمله بسر مى برد ، تا اینكه با یكدیگر برخورد مى كنند وآنروز روز ابدال است ، گروهى از مردم كه با سفیانى بوداند در زمره پیروان آل محمد در مى آیند وگروهى كه با آل محمد ( ص ) بوده اند به سفیانى مى پیوندند وهر گروهى از مردم به سمت درفش خود مى روند و آنروز ، روز ابدال است ، امیر المؤمنین ( ع ) فرمود درآن روز سفیانى وهمراهانش كشته مى شوند بگونه اى خبر دهنده اى هم از آنها باقى نمى ماند ، كسى كه در آنروز از غنایم قبیلهء كلب محروم شود ، ناكام مانده است ، سپس حضرت وارد كوفه مى شود ومنزلش در آن شهر است ، همه غلامان مسلمان را خریده وآزاد مى كند ، بدهى بدهكاران را مى پردازد ، هر مالى كه با ستم از كسى گرفته شده باشد آنرا برمى گرداند ، هر غلامى كه از آنان كشته شود بهاى آنرا بعنوان دیه به اهلش مى پردازد ، و هركس كشته شود ، بدهى او را پرداخته وخانواده اش را اداره مى كند ، او واهل بیتش در رحبه بسر مىبرند ، ( ورحبه محل سكونت نوح ( ع ) بوده وسرزمینى پاك ومطهر است ) هیج فردى از خاندان محمد ( ص ) سكونت نمى كند وكشته نمى شود مگر در سرزمین پاك ومطهر ، زیرا آنان اوصیاى پاك پیامبراند "

1452 - المصادر :
* : العیاشی : ج 1 ص 64 ح 117 - عن جابر الجعفی عن أبی جعفر علیه السلام یقول : -
وفی : ص 244 ح 147 - عن جابر الجعفی قال : قال لی أبو جعفر علیه السلام : - قسما منه .
وفی : ج 2 ص 261 ح 34 - عن إبراهیم بن عمر ، عمن سمع أبا جعفر علیه السلام : - قسما منه .
* : النعمانی : ص 279 ب 14 ح 67

 

* حدیث شماره : 186 *
* ابن عون ، از نافع ، از ابن عمر ، نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : خدایا در شام ما به ما بركت عنایت كن ، خدایا براى ما در یمن ما بركت ده ، گفتند : و در نجد ما ، حضرت فرمود : خدایا براى ما در شام ما ، بركت ده ، خدایا براى ما در یمن ما ، بركت عطا كن گفتند : ودر نجد ما ، حضرت فرمود : در آنجا ( در نجد ) زلزله ها و فتنه هاست از نجد شاخ شیطان ( فتنه ) پدیدار مىشود .
186 - المصادر :
* : أحمد : ج 2 ص 118




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.